رموز مدیریت موفق

رموز مدیریت موفق

-         مدیریت موفق یعنی رسیدن به دست آوردهای فوق العاده با به کارگیری افراد معمولی.

 -         مدیر موفق باید این توانایی را داشته باشد که حوزه ای را که گروه می تواند در آن بهترین باشد تعیین کند .

 -         همه کارها به صورت تیمی انجام می شود نه به صورت فردی . نتیجه کار یک مدیر نتیجه کار تیم اوست .

 -         در خودتان عمل گرایی و احساس اضطراب برای به انجام رساندن کارها را تقویت کنید .

 -         سرعت عمل برای موفقیت ضروری است . آن را به دست بیاورید ، بهیود ببخشید و به کار بگیرید .

 -         برای اینکه در حوزه خود مدیر موفقی شوید ، زودتر سر کار حاضر شوید ، سخت تر کار کنید و دیرتر کار را تعطیل کنید .

 -         مدام از خودتان بپرسید : ((‌چه کاری است که انجام آن فقط از من بر می آید و اگر آن را به خوبی انجام دهم یک تغییر اساسی به وجود خواهد آمد ؟ ))

 -         مشخص کنید در چه زمینه هایی قوی هستید و روی زمینه هایی متمرکز شوید که می توانید در آنها نقش اساسی داشته باشید .

 -         کارها را آسان کنید . مدام دنبال راه هایی باشید که کارتان را سریع تر ، بهتر و آسان تر به انجام بر سانید .

 -        به تعویق انداختن عمدی را برای کارهای کم ارزش به کار گیرید و انجام آنها را برای مدت نامعینی به تعویق بیندازید .

 -         کدام مرحله از کار است که شما را محدود کرده و سرعت دست یابی به هدف های اصلی تان را تعیین می کند ؟

 -          (( هر چیزی را می شود دگرگون کرد . افراد را باید با ارائه الگوی مناسب رهبری کرد . ))

      از انجام کارهای غیر مترقبه نترسید . وقتی به پیش می روید ، امنیت شما بیشتر از زمانی است که ثابت ایستاده باشید .

 -         وضوح و روشنی کلید مدیریت موفق است : هدف های خود را روشن کنید .

-         قصد انجام چه کاری را دارید ؟ روش تان چبست ؟

-         عمل گرا باشید ! مدیریت یعنی پی گیری کارها . اگر نمی توانید عمل گرا باشید فکر مدیریت را از سرتان بیرون کنید .

-         نیروها یتان را متمرکز کنید . ببینید چه کار بخصوصی را بهتر انجام می دهید و بیشتر به آن کار بپردازید .

 -         انعطاف پذیری در زمان تغییرات بزرگ یکی از ویژگی های ضروری مدیریت است .

 -         توانایی تصمیم گیری درست بیش از هر عامل دیگری تعیین کننده موفقیت شماست .  

     

         واقعیت ها را در نظر بگیرید ! نه تنها واقعیت های آشکار را بلکه واقعیت های مفروض یا آنچه وقوعش را دارید . اما مواظب باشید که واقعاً واقعیت داشته باشند .

         پیش فرض های نادرست زیربنای همه شکست ها هستند . پیش فرض های شما کدامند ؟ اگر درست نباشند چه ؟

         به حس برتر اعتماد کنید و به ندای درونتان گوش بدهید .

         اگر همیشه همان کارهایی را بکنید که تا به حال کرده اید همیشه همان چیزهایی را به دست خواهید آورد که تا به حال به دست آورده اید .

         برای به دست آوردن چیزی که تا به حال به دست نیاورده اید باید تبدیل به کسی بشوید که تا به حال نبوده اید .

         آیا در بین کسانی که برایتان کار می کنند کسی هست که اگر آنچه را اکنون درباره اش می دانید از ابتدا می دانستید هرگز استخدامش نمی کردید ؟

         از روش فکری ((‌ نوک کوه یخ )) استفاده کنید . هر اتفاق غیر منتظره ای را نشانه ای از بروز یک جریان در نظر بگیرید .

         کار را پی گیری کنید و باز هم پی گیری کنید تا به اتمام برسد و نتیجه مورد نظر به دست بیاید .

         دنیا را همانطور که هست بپذیرید و نخواهید که حتماً مطابق میل شما باشد .

         روی نقاط قوت تان متمرکز شوید . برای بهتر کردن وضعیتی که در آن هستید چه کاری است که فقط از عهده شما بر می آید ؟

         به محض اینکه هدفتان را مشخص کردید تمام ذهنتان را تا زمانی که به آن برسید روی هدف متمرکز کنید .

         جرأت پیشروی داشته باشید . در مدیریت ، شهامت نشانه برجستگی است .

         اگر می خواهید چیزی را به انسان ها یاد بدهید باید در آن مورد برایشان یک الگو باشید . هیچ راه دیگری وجود ندارد .   آلبرت شوایتزر  بشر دوست ، برنده جایزه نوبل

         از بهانه آوردن و دیگران را مقصر دانستن دوری کنید . یک مدیر همیشه می گوید : (( اگر اشکالی هست ، مسئولیتش با من است . ))

         زمینه هایی که در آنها می توانید نتایج کلیدی به دست آورید شناسایی کنید و خودتان را وقف این کنید که در همه این زمینه ها عملکرد بسیار خوبی داشته باشید .

         مداوم در جستجوی راه هایی برای افزایش بهره وری ، کاریی و بازدهی باشید .

         شروع دوباره را در ذهن تان مجسم کنید . به این فکر کنید که خودتان و کارتان را هر سال از نو بیافرینید .

         ساختار فعالیت هایتان را مرتباً بهبود ببخشید . مدام از ابتکارها و تدبیرهای خودتان برای فعالیت های ارزشمند تر استفاده کنید .

         افراد با ارزش ترین سرمایه های شما هستند . فقط انسان ها هستند که می توانید کارایی و ارزش آنها را با مدیریت درست افزایش دهید .

         شما هم یکی از همان مدیرانی بشوید که کارکنان با میل خودشان و بدون در نظر گرفتن پست و مقام از آنها پیروی می کنند .

         کار هر کس به طریقی راضی کردن مشتری های خودش است . مشتری شما چه کسانی هستند و عملکرد شما چگونه است ؟

         مدام به کارکنان بگویید که چقدر خوب هستند و چقدر کاری که انجام می دهند مهم است .

         همیشه آماده باشید تا اگر کسی ایده تازه و بهتری پیشنهاد کرد آن را جایگزین ایده قدیمی خودتان کنید .

         (( خودتان را در مقابل دریای مشکلات مسلح کنید تا به آنها پایان دهید . ))    شکسپیر

         اصولاً در تجارت میزان موفقیت مالی نشان دهنده میزان موفقیت یک مدیر است . مدام در جستجوی راه های افزایش درآمد و کاهش هزینه ها باشید .

         مدیر موفق برای خودش استانداردهای بالا وضع می کند . به عملکرد ضعیف یا متوسط رضایت ندهید .

         اصل (20 / 80 ) را در همه کارهایتان در نظر داشته باشید . 80 درصد از دستاوردهای هر کس نتیجه 20 درصد از فعالیت های اوست . با ارزش ترین فعالیت های شما کدامند ؟

         مدیران برتر باعث شادی و شگفتی مشتری هایشان هستند . آیا شما هم همین طور هستید ؟

         هر فرد عادی موقع کار حداکثر از 50 درصد توان خود استفاده می کند . وظیفه شما به کار انداختن آن 50 درصد دیگر است .

         قدردانی و تشویق قدرتمند ترین ابزار برای ساختن کارکنانند .

         رهبران خوب می خواهند مطمئن شوند که همه کارکنان می دانند هر روز باید چه کارهایی را انجام دهند .

         (( آیا من برای تو اهمیت دارم ؟ )) جواب این سؤال را در هر موقعیتی که پیش می آید به کارکنان بدهید .

         با تعیین هدف مدیریت کنید . به کارکنان بگویید که دقیقاً چه کارهایی می خواهید انجام دهند و سپس از سر راهشان کنار بروید .

         با دادن مسئولیت مدیریت کنید . این یکی از روش های نیرومند برای پروراندن کارکنان است .

         با مستثنا کردن ، مدیریت کنید . فقط در مواردی از کارکنان گزارش بخواهید که ایرادی در انجام برنامه کاری پیش آمده باشد

         یکی از شاخص های مدیران برتر این است که نسبت به کارکنان خود بسیار با ملاحظه اند و به آنها اهمیت می دهند .

         فلسفه پیشرفت مداوم را به کار بگیرید . هر روز نسبت به روز قبل کمی بهتر بشوید .

         وقتی کارکنان می خواهند با شما صحبت کنند مقداری از وقت تان را به آنها اختصاص بدهید . این یکی از بهترین روش های ایجاد انگیزه است .

         برای آینده سازمان چشم انداز روشنی داشته باشید . قصد دارید تا پنج سال دیگر به کجا برسید ؟

         ارزش هایی که به آن معتقدید ؟ روی چه چیزهایی پافشاری می کنید ؟ آیا همه این را می دانند .

         رسالت شما چیست ؟ سازمان شما برای چه به وجود آمده است ؟

         (( امتیاز برد )) را در خود پرورش دهید . تفاوت های جزئی در عملکرد شما می تواند به تفاوت های عمده در نتایج منجر شود 

·         خودتان را وقف پرورش مداوم شخصیت تان کنید . شما ارزشمندترین سرمایه خودتان هستید.   

ابراهیم سحرخیز: باید مجتمع های آموزشی و پرورشی به سازمان یادگیرنده تبدیل شود.

ابراهیم سحرخیز: باید مجتمع های آموزشی و پرورشی به سازمان یادگیرنده تبدیل شود.

 

 

 

 

 

 

به گزارش روابط عمومی معاونت آموزش متوسطه و به نقل از  اداره کل آموزش و پرورش استان اردبیل ؛معاون آموزش متوسطه در گردهمایی مدیران مجتمع های آموزشی و پرورشی مناطق و نواحی استان اردبيل  افزود: خوشه های مجتمع آموزشی با تبدیل شدن به سازمان یادگیرنده خلاء تجهیزات و امکانات آموزشی را جبران کند.

 وی نقش فعال معلمین را در فرآیند یاددهی و یادگیری موثر دانست و اظهار داشت: جهت و حرکت پویایی آموزش و پرورش توانمند سازی معلمان است اگر معلم توانمند شود غنی سازی شغلی را به دنبال خواهد داشت و راهبری هدایت آموزشی هم دنبال آن اتفاق می افتد.  

 معاون آموزش متوسطه وزارت به اختیارات مدیر مجتمع آموزشی و پرورشی اشاره کرد و افزود: مدیر مجتمع حق دارد نیروهای زیر مجموعه خود را پیشنهاد کند به برگزاری امتحان هماهنگ، اردوی علمی و آموزشی، تشکیل انجمن علمی، گروه های درسی را همانند مدارس شهری در مجتمع خود اقدام و پیرامون ارتقای کیفیت آموزشی مدرسه تلاش نمایند. 

ابرهیم سحرخیز با اشاره به این که ساختار مدارس را در شهر و روستا برابر دیده ایم تصریح کرد: انتظار ما از ایجاد مجتمع های آموزشی و پرورشی انتقال امکانات به روستاها و اداره الکترونیکی مدارس روستایی همانند مدارس شهری است.

 وی گفت: اگر مدیران مجتمع، نظارت، هدایت و رهبری آموزشی را در بازدید خلاصه کنند ما به اهداف خود نخواهیم رسید بلکه باید کاری کنیم که کارکنان و معلمان خودشان را به مدرسه و مدرسه را متعلق به خود بدانند و دغدغه معلمان افزایش کیفیت آموزشی و پرورشی باشد.

 معاون آموزش متوسطه افزود: هدف از ایجاد مجتمع های آموزشی و پرورشی کاهش فاصله محرومیت مدارس روستایی با شهری از لحاظ منابع انسانی و تجهیزات می باشد تا در سایه نظارت، رهبری، هدایت مدیریت مقتدر عدالت آموزشی اتفاق بیافتد.

امکان تحصیل رشته های علوم انسانی در مدارس استعدادهای درخشان فراهم شد

 به گزارش روابط عمومي معاونت آموزش متوسطه؛ابراهيم سحرخيز در همایش مدیران و رابطین مجتمع های آموزشی و پرورشی (طرح ترنم ولایت)، افزود: تاکنون با اختصاص مدارس استعدادهای درخشان به رشته های ریاضی و فیزیک و تجربی چنین القا شده بود که رشته های انسانی در نظام آموزشی کشور جایی در تحصیل و آینده افراد نخبه و تیزهوش ندارد که این کم لطفی آثار نامطلوبی را درساختار آموزشی بالاخص تامین نیروی انسانی کشور برجای گذاشته است.

وی تصریح کرد: البته این طرح با دقت نظر به گونه ای مدیریت می شود که  در حد نیاز کشور به تربیت نیروی متخصص در علوم انسانی پرداخته شود.

وی در ادامه همچنین  از کاهش دانش آموزان رشته های نظری و حرکت به سمت توسعه رشته های فنی و حرفه ای خبرداد وگفت:طرح دیگری که در دستور کار حوزه معاونت آموزش متوسطه وزرات آموزش و پرورش قردارد ،آموزش مهارت در مدارس شبانه روزی است که به موجب آن در هر استان دوآموزشگاه شبانه روزی بصورت پایلوت انتخاب شده اند تا دانش آموزان علاوه بر تحصیل در رشته های نظری یک مهارت را طی سه سال فرابگیرند و گواهی مهارت 800ساعته را دریافت نمایند.

 به گفته وی؛ این امر موجب می شود دانش آموزان علاوه بر اخذ مدرک دیپلم بایک مهارت نیز آشنا شوند تا بتوانند در صورت نیاز از آن در بازار کاراستفاده نمایند.

 معاون آموزش متوسطه وزرات آموزش و پرورش دربخش دیگر از سخنان خود با اشاره به رویکرد تحولگرای وزارت آموزش و پرورش خاطر نشان کرد: در طرح سند تحولی خود ، وزرات آموزش و پرورش با تمرکز زدایی از ادارات و اقتدار بخشی به مدیران مدارس، کوشیده است محور فعالیت را مدرسه قرار دهد، بطوریکه در ساختار جدید مدرسه از اختیارات لازم و توان اجرایی بالایی برخورداراست

.به گفته ابراهيم سحرخيز ؛ وزرات آموزش و پرورش درصدد است با توانمند سازی مدارس ساختار اداری و تشکیلاتی ادارات خود رابا تعدیل نیروهای اداری  تا حد ممکن کوچک نموده تا ضمن تقویت بنیه اجرایی مدارس، مسوولان آموزش و پرورش تمرکزبیشتری بر اجرای برنامه های راهبردی وزاتخانه داشته باشند.

وی از طرح ساماندهی نیروی انسانی در آموزش و پرورش نیز به عنوان یکی دیگر از محورهای ساختار تحولی آموزش و پرورش کشور خبرداد و بیان داشت:با تفویض این مسوولیت به حوزه معاونت متوسطه از سوی مقام عالی وزرات، در صددهستیم با تمرکز بر نیازهای بومی مناطق ، استفاده بهینه از منابع انسانی را داشته باشیم .

وی اضافه کرد: کیفیت بخشی در تامین نیروی انسانی مدارس با افزایش اختیارات مدیران مدارس از جمله شاخص های این طرح است که در قالب پروژه مدرسه محوری دنبال می شود.

 این مقام مسوول در خاتمه از مراحل پایانی بررسی سند ملی تحول آموزش و پرورش کشور خبرداد و اظهار داشت: این طرح درکمیسیونهای معین مراحل  پایانی خود را طی می کند و قرار است به زودی به صحن شورای انقلاب فرهنگی بیایید تا پس از تصویب برای اجرا ابلاغ شود.

اختصاص 80 ميليارد ريال بودجه






ختصاص 80 ميليارد ريال بودجه براي تجهيز مجتمع هاي آموزشي روستايي به رايانه.

معاون آموزش متوسطه وزير آموزش و پرورش با اعلام ايجاد مجتمع هاي آموزشي در قالب سند تحول ملي آموزش و پرورش گفت : 80 ميليارد ريال بودجه براي خريد رايانه به مجتمع هاي آموزشي روستايي اختصاص داده شده است.

 

 به گزارش روابط عمومي معاونت آموزش متوسطه :ابراهيم سحرخيز  هدف از ايجاد مجتمع هاي آموزشي در قالب سند تحول ملي آموزش و پرورش را اقتدار بخشي به مديران اظهار كرد و افزود : اين طرح براي ساماندهي وضعيت مدارس كم جمعيت و پراكنده در روستاها اجرايي شده و با توجه به مسايل تربيتي و آموزشي مدارس روستايي، در جهت تقويت عدالت آموزشي و افزايش ضريب نظارت بر مدارس عمل مي كند.

 

معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش اعلام كرد: وحدت فرماندهي چند مدرسه با هم يك مجتمع آموزشي را تشكيل مي دهد كه با حاكميت مديريت واحد بر تعليم وتربيت، از چندگانگي، پراكندگي و برخوردهاي چندگانه كه منجر به تعارض مي شود، جلوگيري مي شود.

 

وي در ادامه افزود: مجتمع هاي آموزشي در شهر ها نيز بصورت اتصال سه واحد آموزشي نزديك به هم ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان و ايجاد آنها بصورت يك مجتمع يا يك مديريت واحد خواهد بود كه افزايش پوشش تحصيلي دانش آموزان، تامين نيروي انساني متخصص و فراهم آوردن امكانات سخت افزاري از ويژگي هاي اين مجتمع ها است.

 

سحر خيز با اعلام اين نكته كه هرمجتمع بايد به يك دستگاه رايانه مجهز شود افزود: هم اكنون 80 ميليارد ريال براي خريد رايانه به مجتمع هاي آموزشي اختصاص داده شده است و از سال آينده نيز 10 تا 20 ميليون ريال سرانه راه اندازي و خريد تجهيزات آزمايشگاهي و كتابخانه از محل اعتبارات عمراني سال 90 به اين مجتمع ها اختصاص مي يابد.

 

وي گفت : تعداد 12 ميليون و 800 هزار دانش آموزان در 14 هزار مدرسه در سراسر كشور مشغول به تحصيل هستند كه در اين ميان هشت هزار مجتمع آموزشي حدود يك سوم جمعت دانش آموزان را تحت پوشش قرار داده است.

 

منتظران ظهور

فرزندزهرای اطهر(س)جهان

 

 درانتظارعدالت تواست.

 

تحصيل دانش‌آموزان از ابتدايي تا پايان متوسطه در يك مجتمع آموزشي....  

تحصيل دانش‌آموزان از ابتدايي تا پايان متوسطه در يك مجتمع آموزشي....
دبيركل شوراي عالي آموزش و پرورش از تصويب آيين‌نامه اجرايي مجتمع‌هاي روستايي و تسري اين مجتمع‌ها به «شهرها» از سال تحصيلي آينده خبر داد.


تحصيل دانش‌آموزان از ابتدايي تا پايان متوسطه در يك مجتمع آموزشي.

     
 

دبيركل شوراي عالي آموزش و پرورش از تصويب آيين‌نامه اجرايي مجتمع‌هاي روستايي و تسري اين مجتمع‌ها به «شهرها» از سال تحصيلي آينده خبر داد.

مهندس نويد ادهم در گفت‌وگو با خبرنگار «آموزش و پرورش» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، افزود: يكي از برنامه‌هاي تحولي وزارت آموزش و پرورش گسترش عدالت آموزشي و ارائه خدمات بيشتر به دانش‌آموزان مناطق محروم و آسيب پذير است.

وي تصريح كرد: بر اين اساس و در راستاي اين برنامه تحولي در گام اول، طرح مجتمع‌ آموزشي روستايي و عشايري مطرح شد كه آيين‌نامه اجرايي اين مجتمع‌ها در آخرين جلسه شوراي عالي آموزش و پرورش در هفته گذشته به تصويب نهايي رسيد.

دبيركل شوراي عالي آموزش و پرورش ادامه داد: بر اساس اين مصوبه، در مناطق محروم و روستايي براي افزايش نظارت و بهره‌وري از امكانات و منابع و همچنين ارتقاي كيفيت آموزشي و بهبود مديريت‌ مجتمع‌ آموزشي، با تحت پوشش قرار دادن حداقل شش مدرسه و 200 دانش‌آموز تشكيل مي‌شود.

وي يادآور شد: با توجه به اين كه در مناطق كم جمعيت و عشايري بيشترين مدارس متعلق به دوره‌هاي ابتدايي است، لذا مجتمع‌هاي آموزش روستايي (ترنم ولايت) دانش‌آموزان ابتدايي را تحت پوشش قرار مي‌دهد.

ادهم اظهار كرد: با اختياراتي كه به مديران مدارس داده شده است، مي‌توانند با استفاده از امكانات مدارس تحت پوشش، زمينه ارتقاي كيفيت آموزشي را براي دانش‌آموزان فراهم كنند.

تسري تشكيل مجتمع‌هاي آموزشي به شهرها از سال آينده

تحصيل دانش آموزان از ابتدايي تا پايان متوسطه در يك مجتمع آموزشي

دبيركل شوراي عالي آموزش و پرورش همچنين از تسري تشكيل مجتمع‌هاي آموزشي به شهرها از سال آينده خبر داد و عنوان كرد: مجتمع‌هاي آموزشي شهري در اجرا متفاوت از مجتمع‌هاي روستايي خواهند بود، به طوريكه مجتمع‌هاي آموزش شهري، مقاطع ابتدايي، راهنمايي و متوسطه را تحت پوشش قرار خواهد داد.

وي در توضيح بيشتر بيان كرد: در مجتمع‌هاي شهري شرايطي فراهم مي‌شود تا دانش‌آموزي كه در كلاس اول ابتدايي ثبت‌نام مي‌كند تا پايان دوره متوسطه و تحت يك مديريت آموزشي، در مجتمع‌ واحدي ادامه تحصيل دهد.

نويد ادهم در پايان خاطر نشان كرد: اين طرح هم اكنون در دبير خانه شوراي عالي آموزش و پرورش در دست بررسي است و پس از تصويب از سال آينده اجرا خواهد شد.

سال آينده؛مجتمع‌هاي آموزشي شهري در كشور راه‌اندازي مي‌شود...




به گزارش روابط عمومي معاونت آموزش متوسطه: ابراهيم سحرخيز در جمع مديران مجتمع‌هاي آموزشي سراسر گيلان در دهكده ساحلي انزلي با بيان اينكه در حال حاضر مجتمع‌هاي آموزشي و پرورشي تنها به روستاها و مناطق عشايري اختصاص دارد، اظهار داشت: از سال آينده اين مجتمع‌ها در شهرهاي كشور راه‌اندازي مي‌شود.

  سال آينده؛مجتمع‌هاي آموزشي شهري در كشور راه‌اندازي مي‌شود.
معاون آموزش متوسطه وزير آموزش و پرورش گفت: مجتمع‌هاي آموزشي شهري از سال آينده در كشور راه‌اندازي مي‌شود.


 

 به گزارش روابط عمومي معاونت آموزش متوسطه: ابراهيم سحرخيز  در جمع مديران مجتمع‌هاي آموزشي سراسر استان گيلان در دهكده ساحلي انزلي با بيان اين كه در حال حاضر مجتمع‌هاي آموزشي و پرورشي تنها به روستاها و مناطق عشايري اختصاص دارد، اظهار داشت: از سال آينده اين مجتمع‌ها در شهرهاي كشور راه‌اندازي مي‌شود.

وي اين مجتمع‌ها را شامل مدارس راهنمايي، ابتدايي و متوسطه عنوان كرد و بيان داشت: اين واحدها به صورت مجتمع و با يك مديريت واحد خواهد بود.

سحرخيز با اشاره به اهداف مجتمع‌هاي آموزشي فعال در سطح روستاها و مناطق حاشيه‌اي افزود: تعديل و جبران نيروي آموزشي ماهر، استفاده بهينه از تجهيزات آموزشي و افزايش ارتقاي سطح آموزش مناطق محروم از جمله رويكردهاي اين مركز است.

وي از اختصاص يك تا 5 ميليون تومان اعتبار براي راه‌اندازي مجتمع‌هاي آموزشي خبر داد و گفت: اعتبارات لازم براي تجهيز آزمايشگاه‌ و كتابخانه‌ اين مراكز در نظر گرفته شده است.

معاون وزير آموزش و پرورش با بيان اينكه اعتبارات حدود اختيارات مجتمع‌هاي آموزشي افزايش مي‌يابد، تصريح كرد: اين امر دسترسي به اهداف مورد نظر آموزشي را تسهيل مي‌كند.

وي خاطرنشان كرد: مديران مجتمع‌هاي آموزشي با تصويب طرح ايجاد مجتمع‌هاي آموزشي شهري در انتخاب معاونان خود اختيار كامل دارند و مدير مجتمع با هماهنگي اداره كل آموزش و پرورش مي‌تواند در سازماندهي معلمان نقش داشته باشد.

سحرخيز با اشاره به اينكه از سال آينده نيروي استخدامي جديد در آموزش و پرورش وجود ندارد، افزود: اولويت خدمت‌گيري با حق‌التدريسي و نهضتي‌هاست كه بايد تبديل وضعيت شوند.

وي اضافه كرد: با همين ميزان نيروي موجود بايد بتوان پوشش تحصيلي را حفظ كرد و مجتمع‌هاي آموزشي نيز از جابه‌جايي منابع و نيروي انساني استفاده كنند.

معاون وزير آموزش و پرورش برنامه‌هاي مجتمع‌هاي آموزشي را در قالب تشكيل يك شورا عنوان كرد و بيان داشت: مدير مجتمع به عنوان رئيس شورا و رؤساي مدارس نيز به عنوان معاونان انتخاب مي‌شوند و يكي از اعضاي انجمن نيز مي‌تواند عضو شورا شود.

وي كيفي‌سازي برنامه‌هاي آموزشي مجتمع‌ها را مهم‌ترين رويكرد راه‌اندازي مجتمع‌هاي آموزشي شهري عنوان كرد و اظهار داشت: آموزش ضمن خدمت براي معلمان بايد به طور مستمر پيگيري شود.

سحرخيز مديران را مهم‌ترين و تاثيرگذارترين مؤلفه‌ نظام آموزشي دانست و تصريح كرد: مديراني كه فاقد اختيار باشند با وجود توانمندي‌هايي كه دارند، ايزوله مي‌شوند. وي ارتقاي سطح اختيارات مديران مجتمع‌ها را يكي از اقدام‌هاي اجرايي در راستاي اهداف آموزشي بهتر برشمرد و اظهار داشت: با ايجاد انگيزه و حس كاري در مديران ديگر دغدغه آموزشي نداريم و اين مهم حركتي به طرف ايجاد تحول در آموزش و پرورش است.

 معاون وزير آموزش و پرورش ارتقاي آموزشي در سطح روستاها را بسيار ضروري دانست و خاطرنشان كرد: عدم وجود نيروي ماهر در روستاها در گذشته به عنوان بزرگ‌ترين ضعف به ‌شمار مي‌رفت.

وي با بيان اينكه تربيت و انتقال نيروهاي ماهر و كارآمد آموزشي به طرف آموزش روستاها از طريق مجتمع‌ها امكان‌پذير است، افزود: بايد با برنامه‌ريزي راه‌اندازي كارگاه‌هاي آموزش فني، خدمت و نظارت بر مراكز مهم را به انجام رسانيد.

سحرخيز با اشاره به نقش مديريت در اين زمينه افزود: مديريت به عنوان غني‌كننده فرصت‌هاي آموزشي محسوب مي‌شود.

وي آموزش همگاني را يك حق اساسي و حداقل حقوق شهروندي عنوان كرد و اظهار داشت: اجراي عدالت در اين راستا بسيار مهم است.

شهيد كاظمي به روايت سردار سليماني

: احمد واقعا يك قله‌اي بود، متفاوت بود،‌ خيلي فضيلت داشت، براي همين مي‌گويم احمد واقعا خلاصه‌اي از شخصيت امام خميني (ره) بود در ابعاد مختلفي.
به گزارش خبرگزاري فارس، "نگين ايران "، فصلنامه مطالعات جنگ ايران و عراق در شانزدهمين شماره خود نقش سرلشكر پاسدار شهيد حاج احمد كاظمي فرمانده نيروي زميني سپاه، را در جنگ تحميلي را با سرلشكر غلامعلي رشيد و سردار حاج قاسم سليماني به بحث گذاشته است.


سردار حاج قاسم سليماني در كنار شهيد سردار حاج احمد كاظمي

سردار حاج قاسم سليماني در كنار شهيد سردار حاج احمد كاظمي


*اشاره :
شهادت سردار احمد كاظمي جامعه ايران به ويژه رزمندگان و همرزمان اين عزيز را در غم و تاثر جانكاه فرو برد.فرصت را مغتنم شمرده، ويژگي‌هاي اين شهيد بزرگوار را در حضور سرلشكر "رشيد " و سردار حاج "قاسم سليماني " به بحث گذاشتيم.خوانندگان محترم را به مطالعه اين گفت‌وگو كه در وضعيت خاصي انجام گرفت و آميخته است با خاطراتي از فراز و نشيب‌هاي جنگ همراه با شهيد كاظمي، جلب مي‌نمائيم:

*سرلشكر رشيد:بسم‌الله الرحمن‌الرحيم.بحث ما درباره شهيد احمد كاظمي است، فرمانده نيروي زميني سپاه.
رويكردي كه در بررسي فرماندهان شهيدمان داريم، يكي در جنگ است و ديگري بعد از جنگ. در جنگ، ما معتقديم يك فرمانده با شناخت لشكرش و هر آنچه كه اين لشكرش در صحنه جنگ انجام داده شناسايي مي‌شود، يعني اگر ما بخواهيم شهيد احمد كاظمي را بشناسيم بايد لشكر 8 نجف را در جنگ شناسايي كنيم و ببينيم كه اين لشكر در صحنه جنگ چه كرده است، چون ايشان فرمانده اين لشكر بوده و اين فرماندهان ما هم، مثل خود جنابعالي (سردار سليماني)، مثل شهيد خرازي، مثل بقيه، اينها انسان‌هايي بودند كه از صفر تا صد يگان را (گردان، تيپ، لشكر) با تمام وجودشان از اساس ساختند.
اين طور نبوده كه يك لشكر آماده را بدهند دست اين فرماندهان سپاه مثل احمد، مثل جنابعالي (سردار سليماني)؛ چون در همه كشورها و حتي در ارتش خود ما هم اين طور است كه وزارت دفاع و برنامه و بودجه و نظام آن كشور به همراه ساير دستگاه‌ها، اول لشكري و يگاني را از اساس ايجاد مي‌كنند و بعد به فرماندهي مي‌دهند كه آن فرمانده خودش هيچ نقشي در به جود آوردن آن نداشته است. در سپاه اين روند اصلا طي نشده است، اين فرماندهاني مثل احمد بودند كه لشكر را با همه وجودشان از اساس و از اول خشت خشت گذشتند روي هم و ساختند و بنيانگذار بودند.
ساير تشكيلات سپاه هم همين طور بود مثل اطلاعات وعمليات كه بنيانگذارش شهيد "باقري " بود، مثل توپخانه كه بنيانگذارش شهيد "شفيع‌زاده " بود.

حالا مي‌خواهيم ببينيم چون جنابعالي (سردار سليماني) خيلي جاها در صحنه جنگ در مقاطع مختلف در عمليات‌هاي مختلف كنار لشكر 8 نجف و احمد كاظمي جنگيديد اين لشكر چه عملكردي در روند جنگ داشته است؟ ما بياييم با اين بهانه تمام ابعاد شخصيتي احمد كاظمي را مثلا از نظر نظم، مديريت، ابتكار، خلاقيت و تدبيرش كالبد شكافي كنيم. اين را بايد حتما در سازماندهي و عملكرد لشكرش پيدا كرد. من يك جاهايي گفتم احمد در خيلي از ابعاد مسلط بود. من گفتم سه نقطه را در لشكر 8 نجف اگر كسي سر مي‌زد به نقش احمد و مديريت او پي مي‌برد: يكي اسلحه خانه، يكي حمام و يكي هم آشپزخانه. در اين سه جا، مي‌فهميد كه احمد چقدر به لجستيك، آموزش، نگهداري و روحيه پرسنل بها مي‌دهد. احمد اصرار داشت كه همه جا حمام احداث شود و اين نشان مي‌داد كه به نيروهايش خيلي بها مي‌دهد. در نزديك‌ترين مكان‌ها به خط مقدم حمام درست مي‌كرد، حمام درست حسابي. من دو سه جا در اين حمام‌ها رفتم؛ در مريوان، در جزيره مجنون، كنار كارون. بنابراين در حين جنگ بايد لشگر 8 نجف را مورد شناسايي قرار بدهيم تا احمد را معرفي كنيم.
بعد از جنگ هم بالاخره يك تجربه سنگيني را احمد پشت سر گذاشته، 8 سال، 10 سال حالا با فلسطين مي‌شود 12 سال تا بعد از جنگ؛ چون از سال 1355 ايشان رفته بود اردوگاه هاي فلسطيني، 17 سالش بوده رفته لبنان و در اردوگاه‌هاي فلسطيني آموزش ديده و عجيب هم قضاوت مي‌كرده، يعني نمي‌دانم به شهيد محمد منتظري يا فرد ديگري گفته كه تا اين فلسطيني‌ها به سمت اسلام حركت نكنند، موفق نمي‌شوند و اينها دين در درونشان كم‌رنگ است. اين را آنجا درك كرده است.
ما مي‌خواهيم بدانيم اين تجربه احمد از دوره‌هاي گذشته (جنگ كردستان، فلسطين) چه نقشي در برداشتن بارهاي بزرگي مثل فرماندهي قرارگاه حمزه سيدالشهداء، فرماندهي نيروي هوايي و فرماندهي نيروي زميني داشته است. يعني تجربيات شهيد احمد كاظمي چه نقشي در موفقيت‌هاي بعدي او در عرصه مديريتي و اقداماتي كه انجام داده، داشته است، قطعا اقداماتي كه احمد در قرارگاه حمزه انجام داد متاثر از 12 سال تجربه‌اش بوده است. من يادم است، واقعا با يك رويكرد جديد كار را انجام داد. يعني تا رفت آنجا، بعد از يك مطالعه دو سه ماهه حالا خدا چه اعتماد به نفسي به او داده بود آمد كل روش جنگ را در طول 10 سال در كردستان گذاشت كنار و عوض كرد و تغيير و تحول ايجاد كرد و مي‌گفت برادران قبلي اشتباه مي‌كردند كه پشت سر هم نيرو گذاشتند و صدها پايگاه ثابت ايجاد كردند، ما مي‌توانيم اينها را جمع كنيم، ما مي‌توانيم متكي بشويم به يك سيستم اطلاعات خيلي دقيق و چند واحد واكنش سريع و ورزيده داشته باشيم، هر جا كه ضد انقلاب حركتي كرد، به سرعت مثل اجل ما پياده شويم روي سرش، مرحله بعد مرز را ببنديم و مرحله نهايي برويم در خاك عراق؛ و هر سه چهار كار را كرد.يعني واقعا پايگاه‌ها را جمع كرد، همه داد و فرياد مي‌كردند، نمايندگان مجلس صدايشان درآمده بود. ايستاد و گفت:هيچ طوري نمي‌شود، مسووليت با من. يعني شايد بيست سي هزار نفر را جمع كرد از نيروي انتظامي، سپاه و بسيج. همه را جمع كرد و بعدش هم آمد مرز را بست و بعد رفت داخل خاك عراق.
اين تاكتيك‌ها و روش‌ها حتما از اعتماد به نفس او بوده كه خدا در جنگ به ايشان داده كه آمد و اين طور علم كرد. يعني در اين دوتا ميدان، احمد در جنگ و احمد بعد از جنگ، هر چه كه جنابعالي مي‌دانيد براي ما بفرماييد كه استفاده كنيم در فصلنامه.

*سليماني:بسم‌الله ‌الرحمن الرحيم.اولا كه آقا رشيد استاد ماست و حرف زدن جلوي ايشان سخت است چون كاشف من و احمد و حسين و همه اينها آقا رشيد هستند. هيچ وقت تصور نمي‌كردم كه در مورد احمد بخواهم حرفي بزنم. با آن كه چهل روز گذشته من باورم نمي‌شود كه احمد شهيد شده.خيلي به هم نزديك بوديم، خصوصا بعد از جنگ ما بيشتر به هم نزديك شديم. علتش هم غربتي بود كه ما بعد از جنگ پيدا كرديم يعني همين احساس يتيمي، يتيمي نه از اين باب كه همه مي‌گويند بلكه از باب اينكه انسان از يك راهي باز مي‌ماند، احساسي مثل اينكه جا مانده و باز مانده است به او دست مي‌دهد. لذا هميشه چيزي هم مي‌گفتيم و شوخي كه مي‌كرديم مي‌گفتيم كه جزيره‌اي باشد و ما را ببرند آنجا كه هميشه تداعي آن دوران را بكند و اين باعث شده بود كه بيشتر به هم نزديك بشويم. يكي از علت‌هايي كه ما دور هم جمع شديم اين بود كه ما مثل يك جمعي هستيم كه در يك طوفان و يك رودخانه‌ايم و بايد دستمان به هم باشد و حامي هم باشيم تا آب ما را نبرد.
اما اينكه اين چنين اتفاقي مي‌افتد ما اصلا تصور نمي‌كرديم. هر چند احمد به آرزويش رسيد اما واقعا حيف شد و حيف شدن را هم نه در شهادت احمد بلكه در اين مي‌دانيم كه احمد خيلي خوب مي‌توانست آن چهره‌اي را نمايان كند كه يك بخش كوچكش بر نزديك‌ترين آدم‌ها به احمد نمايان شد، نه بر جامعه، كه جامعه خيلي چيزها را نمي‌داند و مخفي ماند. او مي‌توانست يك جنگ بزرگ را فرماندهي كند، مديريت كند و شهيد بشود. البته تقدير الهي و به نظر من اصرار خودش باعث شد كه زودتر از آن چيزي كه ما تصور مي‌كرديم، احمد را گرفت. شايد هم مصلحت احمد همين بود، شايد مصلحت الهي همين بود و همين درست بود. اين را ما نمي‌دانيم ولي آنچه كه مي‌دانيم اين است كه احمد مي‌توانست خيلي كارهاي بزرگي بكند.
در اين مطلبي كه آقا رشيد فرمودند من دو نكته در مقدمه بگويم بعد مي‌پردازم به مشخصات احمد. همين‌طور كه در دين اسلام يك خلاصه‌هايي وجود دارد، يعني وقتي ما مي‌خواهيم بگوييم كه دين در اميرالمومنين (ع) خلاصه شده است يا اميرالمومنين (ع) دين مطلق است معنايش اين نيست كه ديگران از دين بهره‌اي نبردند.
ديگران هم در ركاب پيغمبر بودند و ديگران نيز هر كدام يك بخشي از خلاصه‌هاي دين در آنها بود، يكي در تقوا بود يكي در شجاعت بود ولي اينكه همه، همه موجودي دين را بگيرند، كمتر بود. امام راحل هم در تربيتي كه در جامعه ما انجام داد مثل آن سلول‌هاي بنيادي بود كه تحول ايجاد كرد و اين تحول هم در جاهايي كه تاثير گذاشت به عنوان آدم‌هايي كه به نحوي خلاصه امام بودند ظاهر شد. البته كساني كه به معناي واقعي در ابعاد مختلف رفتار امام، معنويت امام، شخصيت امام، خلاصه امام راحل باشند كمتر پيدا مي‌شود. در جنگ هم امام راحل تاثيراتي گذاشتند و يك خلاصه‌هايي به وجود آورد. احمد يكي از آن خلاصه‌ها بود كه اين هم به اين دليل نبود كه احمد با امام مراوده داشت بلكه به دليل عشق وافر به امام بود.
حالا من مي‌گويم خصوصياتش را كه تاثير احمد در زيرمجموعه در جنگ چگونه بود كه باعث مي‌شود بگوييم كه بخشي از شخصيت وجودي امام راحل در فردي مثل احمد كاظمي متبلور بود.
احمد چند مشخصه اصلي داشت كه همه اينها را از امام گرفت واين درست است كه همه اينها از مكتب اسلام است اما امام به عنوان يك الگوي مجسم بود و ما وقتي در جنگ نگاه مي‌كرديم، احمد هم در اين چيزهايي كه من ذكر مي‌كنم از همه ما برجسته‌تر بود. احمد پنج مشخصه مهم داشت كه اينها در دوره جنگ در لشكر نجف ديده مي‌شد كه ما وقتي به لشكر نجف نگاه مي‌كنيم هيچ چيز در ذهن ما غير از احمد نمي‌آيد شما وقتي مثلا مي‌گوييد فلان لشكر، يك عقبه‌اي هم در ذهنتان مي‌آيد ولي به لشكر نجف كه نگاه مي‌كنيد غير از احمد هيچ چيز در ذهنتان نمي‌آيد. اين خيلي هنر بود كه يك فرد بيايد از درون يك شهرستان يك لشكر درست كند كه آن لشكر با لشكرهايي كه عقبه‌هاي طولاني داشتند با امكانات وسيع خصوصا در كادر، نه تنها برابري مي‌كند بلكه شاه كليد جنگ بشود. اينجا در واقع اين را مي‌رساند كه نقش احمد محوري بوده، لذا همه چيز در او خلاصه شده بود يعني همه ابتكارات و موضوعات گوناگون، نه اينكه احمد پايش روي شانه ديگري بود و از شانه ديگران داشت حرف آنها را مي‌زد و ابتكارات و طرح آنها را مي‌گفت، نه، بلكه هر چيز بود از او دميده مي‌شد. البته حسين هم همين بود ولي حالا بحث احمد است.
يكي از مشخصه‌هاي بارز احمد زيركي بود. حالا به معناي درست آن تدبير بود. منتظر نبود كه در قرارگاه بگويند خط حد لشكرت چه مي‌شود. هميشه وقتي درباه منطقه عملياتي بحث مي‌شد او به خيلي از زواياي پشت اين هم نگاه مي‌كرد لذا موافقت‌هايش معنا داشت و مخالفت‌هايش هم معنا داشت.
دوم اينكه وقتي مي‌خواست خط حدي انتخاب كند مخالف يا موافقت او در كل عمليات براي نحوه عمل لشكر 8 نجف تاثير داشت. مثلا شما به همه خط حدهايي كه لشكر نجف گرفته نگاه كنيد، احمد خط حدي را برايش اصرار مي‌كرد كه پيروزي و شكستش كمتر به گردن كسي بيفتد.

*دروديان: واقعا؟

*سردار سليماني: بله، حالا سطوح مختلف را مي‌گويم و مرور مي‌كنيم. اصلا اتكاء لشكر نجف و احمد در محورهايي كه عمل مي‌كرد كمتر به جناحين آن بود. هميشه يا انتخابي را انجام مي‌داد كه اين جناح طبيعي باشد يا به نحوي انتخاب مي‌كرد كه اين جناح تاثير بر كل عمليات بگذارد. مثل والفجر 4. در والفجر 4 حسين[خرازي] زير ارتفاع سنگ معدن متوقف شد، من بالاي سر پنجوين متوقف شدم، حاج همت روي ارتفاع خلوذه متوقف شد، باكري روي ارتفاع كنگرك متوقف شد، او كه آمد با عملش، خلوذه و پنجوين و غيره را، همه را بي‌خاصيت كرد و مسلط شد. هدف احمد تصرف ارتفاع لري بود، عمليات احمد، عمليات سختي بود. در والفجر 4 فشار روي احمد از همه ما بيشتر بود چون از دشت شيلر مي‌خواست بيايد از ميدان مين، جناحش باز بود تا مي‌رسد به لري، قله تك بود اما اوانتخاب كرد، نقطه‌اي را كه مي‌گرفت تمام منطقه را آزاد مي‌كرد و اين را عمل كرد.
در فتح‌المبين هم در واقع احمد جناح جلويش كسي نبود، آمد از زليجان وسط كوه ميشداغ رفت رقابيه. اين طرف هم مرتضي[قرباني] بود، رئوفي[فرمانده لشكر 7 وليعصر] بود، متوسليان بود، بعد اين طرف‌تر من بودم، خرازي بود؛ او آمد تا خط مرز من و خرازي و با عملي كه انجام داد همه را سقوط داد.

*سرلشكر رشيد: با اينكه رقابيه اين سر جبهه نبرد بود و عين خوش و دشت عباس آن طرف، ولي فشاري كه روي بچه‌هاي لشكر 14 امام حسين در دشت عباس آمد با پيروزي احمد در تنگه رقابيه، اين فشار برداشته شد. آقا محسن اصرار داشت اگر رقابيه را عمل بكنيم با لشكر 8 نجف يعني احمد و مهدي (باكري) اين معضل حل مي‌شود و وقتي احمد و مهدي روي رقابيه رفتند دشمن خيلي سريع شكست خورد.

*سردار سليماني: مانور احمد در بيت‌المقدس نيز قابل ذكر است كه رفت از كنار نهر خين، دشمن را از پهلو دور زد، حتي در مرحله اول هم تاكتيكي كه از بالاي دارخوئين آمد و كمر دشمن را نصف كرد، مهم بود.
در كربلاي 5 آمد پيش من و مرتضي (قرباني) با حسين (خرازي) و زاهدي، آمد غرب كانال ماهيگيري در روز اول يك نگاه به جبهه كرد، ظاهرا در روز اول به هم ريخته بود، من احساس كردم كه اصلا فكر مي‌كند يك تكيه گاهي كه بخواهد اين كار را انجام بدهد، ندارد. هر چه من و مرتضي آنجا اصرار كرديم، چون ما در صحنه درگيري جنگ بوديم، به ما نگفت نه، اما معلوم بود كه جواب نه است، آمد اين گوشه‌اي از شمشيري پنج ضلعي را گرفت و منطقه مقابل آن و جاده شلمچه را ساقط كرد.
به اين دلايل است كه مي‌گوييم احمد در طراحي و در فرماندهي زيركي و تدبير فوق العادي داشت. مثلا در عمليات رمضان، شما نگاه كنيد احمد رو به كجا حمله مي‌كند، همين طور مستقيم حركت مي‌كند به سمت نوك شمالي كانال ماهيگري. اين حركت، يعني هرچه تا شلمچه هست بي‌خاصيت مي‌شود لذا تا شلمچه هر چه بود بي‌خاصيت شد، لشكر 6 از بالا آمد كمر اين را شكست، احمد زير مثلثي‌ها عمل كرد. در آبادان نيز جايي را انتخاب كرد كه بتواند بقيه جاها را بي‌خاصيت كند.
مهدي كياني مي‌گويد:در سپاه آبادان نشسته بودم، مهدي آمد به من گفت كه يك كسي از اصفهان آمده با شما كار دارد. ايشان آمد و گفت من احمد كاظمي هستم، تعدادي نيرو آورده‌ام اينجا، خطي به ما بدهيد دفاع كنيم. گفتم كه بعداز ظهر بيا تا با هم صحبت كنيم.
بعدازظهر آمد و يك محلي بود كنار بهمن‌شير كه عراقي‌ها مي‌آمدند از اين چولان‌ها عبور مي‌كردند و حمله مي‌كردند يا كار اطلاعاتي مي‌كردند كه آنجا را به احمد نشان دادم و گفتم كه شما برويد آنجا.او رفت و بعد از مدتي برگشت و گفت اينجا كار ما نيست، يك جايي را بدهيد دست من كه به درد بخورد. در چه سالي؟ در سال 59، نه احمد سال 84، مي‌گفت يك جايي به من بده به درد بخورد و بتوانم استفاده كنم.
رفتم پيش كلهر در فياضيه و گفتم بيا اينجا. يك جايي هم بود نزديك به عراقي‌ها، گفت همين جا براي من خوب است. بعد از اين كلهر آمد و گفت: احمد به ما گفته شما برويد آن طرف‌تر و احمد آنجا ايستاد تا نتيجه گرفت. "
همين فاصله محدود بين عراقي‌ها و ما كه خيلي وسيع هم نبود، نقطه شكننده عراقي‌ها شد كه هم در جلوگيري از سقوط آبادان و هم در شكست حصر آبادان موثر بود. گويي اين زيركي و تدبير از روز اول در احمد پيوسته نهفته بود.در منطقه آبادان هر جا مي‌شد خط گرفت اما چرا احمد، فياضيه را انتخاب كرد؟ چون مي‌دانست اگر فشار بياورد مي‌تواند پل عراقي‌ها را ببندد و تمام جبهه را بي‌خاصيت كند. اين يك نكته از خصوصيات احمد در جبهه بود، حالا بحث در اين موضوع خيلي زياد است كه اگر بخواهيم بگوييم همه اينها موضوعات متنوع و گوناگوني دارد.
نكته ديگر دورانديشي احمد بود، اين دورانديشي در اواخر جنگ و بعد از جنگ بيشتر آشكار شد. شما ببينيد مديريت الان احمد هم دقيقا مثل زمان جنگ بود. زمان جنگ آقا محسن و شوراي فرماندهي مي‌نشستند منطقه عمليات را انتخاب مي‌كردند اما طراحي عمليات كه چگونه از منطقه استفاده شود ديگر كار احمد و بقيه بود كه يكي از آن موارد كه شما هم فرموديد نيروي هوايي است. احمد از مديريت بهره‌گيري مي‌كرد و براي اين موضوع دورانديشي مي‌كرد. يعني وقتي كه در نيروي هوايي بود، احساس مي‌كرد كه ما حتما روزي درگير چنين وضعيتي مي‌شويم، با يك جايي درگير يك جنگي مي‌شويم فراتر از جنگ ايران و عراق.
شما وقتي نيروي هوايي مي‌رويد، مي‌بينيد كه احمد نوع توجه‌اش به سيستم موشكي سپاه است. نقش آقاي شمخاني را نمي‌خواهم كم كنم اما كسي كه سيستم قدرت دفاعي را تكان داد احمد بود. آقا رشيد مي‌دانند، براي موشك شهاب 3 با بردهاي گوناگون شبانه‌روز وقت گذاشت و در موضوعات ديگر، جلوي ايشان را گرفتند و گرنه در موارد ديگر مثلا در هلي‌كوپتري، احمد اصرار مي‌كرد كه يك سيستم هلي‌كوپتري جديدي را وارد كند كه بن‌بست‌هاي آن زمان را بشكند، اصرار مي‌كرد روي يك هواپيماي كم پرواز با برد كم اما موثر براي جبهه، يعني در آن زمان هم دورانديشي داشت.
يك وقتي آقا محسن، من و احمد و مرتضي را خواست در قرارگاه شهيد بروجردي براي عمليات نصر 4 در منطقه شمال غرب، ما در فاو بوديم كه قرار بود عمليات كربلاي 10 را اجرا كنيم و برويم خط 2000 را از عراقي‌ها بگيريم و اين جبهه را يك مقدار توسعه بدهيم همه كارها را آماده كرديم. شب آقارحيم آمد در فاو به ما گفت (آقاي شمخاني يا آقا رحيم بود نمي‌دانم).

*رشيد:شمخاني و رحيم بودند. من وآقا محسن شمال غرب بوديم، شمخاني و رحيم جنوب بودند.

*سليماني: آمد نزد ما و گفت كه عمليات در اينجا لو رفته.
اصرار كرديم كه لو نرفته، اما از تركيب ارتش عراق به اين نتيجه رسيده بودند كه عمليات لو رفته است لذا عمليات متوقف شد. من و احمد و مرتضي با هم رفتيم قرارگاه شهيد بروجردي نزد آقا محسن، احوالپرسي كرديم و آقا محسن به شوخي گفت: آنجا خوش مي‌گذرد! بعد گفت برويد پيش آقاي عزيزجعفري و بازديدي از جبهه بكنيد بيايد اينجا من كار دارم. ما سه نفري رفتيم در ارتفاعات قميش والاغلو و… كه لشكر عاشورا هم زير ارتفاعات الاغلو گير كرده بود، با خود گفتيم اگر شده سينه خيز در جنوب عمليات كنيم زير بار نرويم، آنجا وقتي صحنه را از نزديك ديديم، براي ما يقين شد كه نبايد زير بار اين عمليات برويم.
برگشتيم نزد آقا محسن، گفت ديديد؟ گفتيم بله. آقا محسن گفت يا مي‌رويد آنجا عمليات مي‌كنيد يا مي‌رويد پيش آقاي دانش يار در مريوان. هرچه گفتيم آقا محسن گفت: نه.
يكي از آن چيزهايي كه در مورد احمد مي‌گفتم همين والفجر 10 بود، فلش عملياتي احمد را نگاه كنيد (اشاره به نقشه منطقه)‌كنار "درياچه سد دربنديخان " آمد حلبچه را دور زد، تمام منطقه مقابل احمد، ارتفاعات ريشن، همه‌ اينها سقوط كرد. ما هم مقابل همه‌ يگان داشتيم، همه‌ اينها سقوط كرد. لذا در بحث‌هاي ميداني و بحث‌هاي بعدي، احمد دورانديشي فوق‌العاده‌اي داشت.
يكي ديگر از خصوصيات احمد استفاده از فرصت در بعد تاكتيكي و در بعد استراتژي بود. در بعد تاكتيكي وقتي كه به دشمن مي‌زد متوقف نمي‌شد تا نقطه‌اي كه بايد نتيجه مي‌گرفت.همه‌ عمليات‌هايش را نگاه كنيد همين را مي‌بينيد مگر جايي بالاجبار متوقف شده، هر جا راه باز بوده فشار آورده تا نقطه‌اي كه نقطه‌ اتكاء عمل بوده برسد. تمام عملياتهايش همين است. شما سراغ نداريد كه مثلا زير ارتفاعات لري متوقف بشود، مرحله‌ دوم برود وسطش، يكسره رفته دور زده و لري را گرفته و كار را در يك مرحله تمام كرده است. يعني ما كمتر عملياتي داريم كه احمد مرحله‌اي رفته باشد به جز عمليات‌هاي بزرگ كه احمد آن مرحله‌اي را كه برايش پيش‌بيني شده و با يك حركت گرفته است، تمام عمليات‌ها بدين گونه بود.

*سرلشكر رشيد: در عمليات محرم، يك تيپ را اسير كرد بدون هيچ تلفات و تا جايي پيشروي كرد كه در طرح قرار نبوده برود ولي نقطه‌ اتكا عالي داشت.

*سردار سليماني: شما ببنيد حتي عمليات بدر همين طور كه مي‌رود، مستقيم حركت مي‌كند تا مي‌رسد به رودخانه دجله، از دجله عبور مي‌كند مي‌رود كنار جاده عماره بصره آنجا مي‌ايستد، تمام منطقه روطه را دور مي‌زند تا كانال سوئيب.
استفاده از فرصتش در تاكتيك و استراتژي همين بود. احمد وقتي آمد در نيروي زميني به وقت خودش شلاق مي‌زد. من هميشه مي‌گفتم احمد تو چقدر كار مي‌كني؟ وقتي نيروي هوايي بود شما مقطع عمر احمد را نيروي هوايي جمع بزنيد،‌ نمي‌خواهم خداي نكرده ديگران را تضعيف كنم، ولي تمام دوره‌هاي ديگر منهاي دوره‌ آقاي قاليباف را جمع بزنيد مي‌بينيد يك جهش داده است. در نيروي زميني در همان مقطع مي‌دويد مثل كسي كه فرصت ندارد و بايد آن را به يك نقطه برساند و نتيجه استراتژيك بگيرد. احمد در اين موارد واقعا منحصر به فرد بود. اين نكته را هم بگويم كه احمد فرصت‌ها را محدود مي‌دانست از نظر زماني، چه در تاكتيك و چه در استراتژي، هميشه محدود مي‌دانست، مثل كسي كه وقت ندارد، اين طوري به موضوع نگاه مي‌كرد.
خصوصيت ديگر، انضباط احمد بود، اين انضباط را در كلان كه مقررات بود، شماه نگاه كنيد به زماني كه احمد در نيروي هوايي بود مي‌بينيد براي همه چيز انضباط را تعريف كرده است. هر جا كه مي‌روي آرايش دارد. شما در نيروي هوايي يك جاي مخروبه پيدا نمي‌كنيد. در پادگاني كه حضور مي‌يافت به آن انضباط مي‌داد ولو اينكه يك ساختمان قديمي و تخريبي بود اما به آن ساختار و سازمان مي‌داد و اين كار را مي‌كرد.
ميدان صبحگاهش بهترين ميدان صبحگاه است، مقبره‌اي كه براي شهدا درست كرده، زيباترين مقبره است. هر كاري كه انجام مي‌دهد و به هر پايگاه‌اش كه مي‌رويد همين طور است. پايگاه نيروي هوايي ما چند سال از آن مي‌گذرد؟ 50 سال مي‌گذرد، برويد نگاه كنيد، اين هم از پايگاه درست كردن احمد، بهترين پايگاه با همين امكاناتي كه داشته است. در زمان جنگ، خط احمد كاظمي تميزترين خط بود خاكريز آن بيشترين ارتفاع را داشت، غذاي آن بهترين غذا بود، انضباط در همه جا به چشم مي‌خورد، در آرايش سنگرها، در چيدن سلاح‌ها، و …شما در خاطرات آقا نگاه مي‌كنيد، مي‌گويند وقتي كه از لشكر نجف بازديد كردم، اولين لشكري كه براي تانك‌ها چك ليست نوشته بود احمد كاظمي بود. براي همه كس و همه چيز برنامه داشت و يك انضباط خاصي در تمام كارهايش حاكم بود، نه اينكه انضباط خشك داشت، نه. همه چيز دقيق سرجاي خودش بود و هزينه‌اي كه انجام مي‌داد هزينه درستي بود.
خصوصيت بعدي احمد شجاعت و جسارت او بود كه هر چند در جنگ عموميت داشت، لكن احمد در حد اعلاي آن قرار داشت. اما بعد از جنگ دو تا مشخصه احمد كه به نظر من اينها خيلي از مشخصه‌هاي معنوي احمد را رشد، دادند، يكي ادب احمد بود و ديگري راز نگهداري او بود. من خيلي كم در جمع‌ها مي‌ديدم كه كسي چنين خصلت‌هايي داشته باشد. براي فرمانده نظامي چنين خصلتي سخت است و اينكه مي‌گويم احمد خلاصه‌اي از امام بود واقعا اين طوري بود. حالا به آقا رشيد هم عرض كردم، فرماندهان ما در جنگ به ويژه‌ آنها كه شهيد شدند، نفوذشان خيلي زياد بود، درجه هم نداشتند، هيچ كس هم نيامد بگويد كه من از احمد كاظمي يا از فلاني حمايت مي‌كنم.
شما نگاه بكنيد اگر حسين خرازي پيراهنش روي شلوار بود، 99 درصد از لشكر امام حسين(ع) پيراهنشان روي شلوارشان بود.تن صداي حسين، ذكر حسين، راه رفتن حسين را تقليد مي‌كردند، احمد هم همين طور. از اينها تقليد مي‌كردند. واقعا الگو و نمونه بودند و تاثير زيادي بر ديگران داشتند.
ادب احمد فوق‌العاده بود، اين ادب احمد به نظر من شاه كليد همه چيز بود و به خيلي چيزها رشد داد. نمونه‌اي از تواضع احمد اين بود كه در مراسم‌هاي مختلف مثلا در هفته‌ جنگ كه فرماندهان را دعوت مي‌كنند يا يك روز ستاد كل دعوت مي‌كند. به جلسه‌اي، ترتيب چيدن صندلي‌ها به نسبت درجه و رتبه و جايگاه است و هر كس جاي مشخصي دارد. يكي از علت‌هايي كه من امنتناع داشتم از شركت در مراسم ها به خاطر اخلاق و برخورد متواضعانه‌ي احمد بود، يك معركه‌اي داشتيم در جايگاه، احمد همه را به هم مي‌ريخت و جابه جا مي‌كرد تا خودش آخر بايستند، امكان نداشت كه اين جوري نباشد. يك روز به آقا رحيم گفتم كه شما فكر مي‌كنيد كه ما به احمد خط مي‌دهيم؟ احمد را ما نمي‌شناسيم؟ احمدي كه در جنگ وقتي تصميم مي‌گرفت كه بگويد نه، همه مي‌گفتند حريف احمد نمي‌شويم آن وقت اين ادب احمد است؛مسافرت مي‌خواستيم برويم اگر سه تا ماشين بوديم، اينقدر مي‌ايستاد تا ماشين‌ها جلو بروند و او آخرين ماشين باشد. حتي در تردد، ادب او فوق‌العاده بود، شما بگرديد در بين دوستان احمد، كسي را پيدا نمي‌كنيد كه احمد بدگويي او را بگويد و غيبت كسي را بكند.اگر مخالفت داشت كوتاه يك چيزي مي‌گفت و زياد به اين موضوع نمي‌پرداخت. همه را بر خودش ترجيح مي‌داد.البته ممكن است كسي احمد كاظمي را در جنگ ديده باشد و از نزديك با او آشنا نباشد و بگويد احمد يك آدم لجبازي است، اما او اينجوري نبود و اين قضاوت صحيحي نيست.
و اما درباره راز نگهداري احمد. چند نفر ما مي‌دانيم كه در لشكر نجف كه بينانگذارش احمد كاظمي بود آمدند سخنراني كردند، گفتند احمد كاظمي اين است، احمد كاظمي آن است، چند نفرمان اينها را مي‌دانيم، چند نفرمان مي‌دانيم احمد به خاطر دفاع از ولايت همه سرمايه‌هايش را دچار مشكل كرد.چند نفرمان اين را مي‌دانيم؟ چند جا اين را گفت؟ و خيلي اتفاق‌هاي ديگر.
ما تا اين روزي كه احمد شهيد شد، نمي‌دانستيم كه احمد اين‌قدر مجروح شده، والله يك بار احمد نگفت كه تركش به سرم خورده، به صورتم خورده، يك بار نيامد بگويد كه مجروح شدم. من كه نزديك‌ترين فرد به احمد بودم، نمي‌دانستم احمد اين‌قدر زخمي شده، هيچ وقت نگفت، خدا شاهد است هيچ وقت بر زبان جاري نكرد. احمد خيلي خصلت‌ها داشت، هميشه از بريدگي از دنيا مي‌گفت واقعا انسان عجيبي بود يعني هر چه آدم از او فاصله مي‌گيرد، احساس مي‌كند كه احمد يك قله‌اي بود، واقعا يك قله‌اي بود، متفاوت بود،‌ خيلي فضيلت داشت، براي همين مي‌گويم احمد واقعا خلاصه‌اي از شخصيت امام خميني (ره) بود در ابعاد مختلفي.

*سرلشكر رشيد: سردار سليماني احمد را در جنگ توصيف كرد و به بعد زيركي يا به عبارتي به تدبير و درايت فرماندهي‌اش اشاره كرد كه در همه‌ي عمليات‌ها واقعا يك نقشي داشت كه روي تمام محورهاي ديگر تاثير مثبت مي‌گذاشت و اين لطف خداست كه شامل بعضي‌ها مي‌شود.
به هر حال عمليات بيت‌المقدس و فتح خرمشهر تاريخي است كه در ذهن مردم تا ابد مي‌ماند. ممكن است فتح‌المبين از ذهنشان برود، شكست حصر آبادان برود، حتي فتح فاو، حتي والفجر 10 ولي خرمشهر فراموش شدني نيست. اما اين چطور بود كه ما قرعه هم نزديم بين اين بيست نفر فرمانده لشكر، ولي اوضاع كل عمليات در آخر اين طور رقم خورد كه حسين و احمد رفتند در شهر، يعني در حقيقت كليد فتح اين شهر را خدا به احمد و حسين داد و اين دو فاتح خرمشهر بودند. يعني ما دو نفر فرمانده لشكر داشتيم كه رفتند در خرمشهر و آن هم همين دو نفر بودند. حالا چطور شد اين وضعيت عمليات كه در پايان عمليات اين دو تا فرمانده بايد بروند در اين شهر تا ابد خواهند ماند كه اين دو بزگوار فاتح خرمشهر بودند يكي احمد يكي حسين. تا زماني كه حسين زنده بود هرگز نگفت و تا زماني كه احمد هم زنده بود هرگز بيان نكرد.
هيچ وقت ديگران كه از او تعريف كردند ما نشنيديم و خودش هم هيچ وقت چيزي از خودش نگفت.

*سردار سليماني:ابدا؛ مثلا بگويد در خرمشهر من بودم كه اين كار را كردم! هرگز!

*سرلشكر رشيد: محمد باقري مي‌گويد كه در سريلانكا در سال 1370 يك هياتي بوديم كه احمد هم بود.(محمد رئيس هيات بوده)،مي‌گويد كه من به فرماندهان و مسولين سريلانكا ايشان را معرفي كردم و گفتم، احمد، فاتح خرمشهر بوده است. مي‌گفت تمام شد، در اين چهار پنج روز تمام كاروان دور احمد جمع بودند و احمد برايشان يك فرمانده مقتدري بود كه فاتح خرمشهر است و هرچه مي‌گفت تند تند مي‌نوشتند.

*سردار سليماني: آقاي دروديان! فكر مي‌كنيد ما هر 200 سال يك كسي مثل احمد را مي‌توانيم داشته باشيم؟ امكان ندارد كه شما فكر كنيد دانشگاه‌هاي ما، دانشكده‌هاي ما بتوانند چنين افرادي را تحويل جامعه بدهند، نه! احمد عصاره يك شخص بود و آن شخص هم هر چند قرن يك بار مي‌آيد، او آمد و يك چنين دستاوردي داشت، تمام شد و رفت.

*سرلشكر رشيد:در بحثمان رسيديد به بعد دورانديشي احمد كه شما گفتيد مديريت حال احمد هم مثل زمان جنگ بود كه به فرماندهي نيروي هوايي ايشان و تحولي كه ايجاد كرده اشاره شد بعد از آن هم كه با انضباط او، به ادب او، استفاده از فرصت او، راز نگهداري و ظرفيت وي پرداخته شد، حالا آقاي دروديان اگر مي‌بينيد باز نكاتي مانده سوال كنيد.

*دروديان: نه، نكته خاصي كه نيست، ايشان از بسم‌الله تا انتها را به خوبي بيان كردند. منتها آقا رشيد حالا به هر جهت ما هم راوي اين جنگ بوديم، كنار فرماندهان هم به هر حال بوديم. اين ادراكي كه حالا مي‌گويم، من خودم كه كنار فرماندهان بودم حالا بيشتر كنار آقا محسن بودم يا كنار دوستاني ديگر بيشتر به كار خودم توجه داشتم و خيلي دقيق نمي‌شدم روي شخصيت آن كسي كه كنارش بودم، حالا چه مثبت چه منفي، يعني خود آن صحنه عمل اجازه نمي‌داد و وارد اين نكات نمي‌شدم. الان كه جنابعالي و ديگران هنوز هم فرمانده هستيد ما هم راوي آن جنگ هستيم و داريم مي‌نويسيم، وقتي مثلا يك كسي مثل احمد كاظمي هم شهيد مي‌شود و با آن مواجه مي‌شويم نمي‌دانيم چگونه بايد به اين شخصيت پرداخت و چگونه بايد طرح كرد.
يعني حقيقتا نحوه ورود ما به جنگ اصلا از اين منظر نبود. من كتاب نبرد شرق بصره را كه نوشتم، راوي قرارگاه خاتم در عمليات كربلاي 5 بودم.وقتي كتاب آماده شد آن را به يكي از دوستانم دادم تا مطالعه كند، هيچ موقع از ذهنم نمي‌رود، ايشان گفت هر كسي اين كتاب را بخواند مشكلات و پيچيدگي‌ها و دشواريهاي جنگ و تصميم‌گيري در جنگ را مي‌فهمد؛ در صورتي كه من با اين هدف ننوشته بودم منتها من كنار يك كسي بودم كه طبيعتا موضوع او اين بود، يك عده امكان دارد بگويند كه حالا كاظمي شهيد شده و اينها آمده‌اند در رثاي اين شهيد مي‌خواهند احساسات را تسكين بدهند، در صورتي كه واقعا ما كه يك مقدار به آنها نزديك بوديم، عظمت شخصيتي اين افراد را چه از جنبه‌هاي دنيايي و چه آخرتي درك كرديم، وقتي قلوب متوجه كسي شد حتما يك چيزي در آن آدم هست چون روايت داريم كه قلب مومن در يد خداست، بنابراين اگر قلوب متوجه شخصي مثل شهيد كاظمي شد، اين عنايت الهي است منتها اين را ما با چه لساني بيان كنيم كه نگويند حالا كه كسي شهيد شد، شروع كردند به بيان اين مسائل؟!

*سردار سليماني: اينها اشكالش اين است كه در اين مراحل و اينچنين حوادثي بيان مي‌شود.

*دروديان: بله، اگر اين حادثه نبود الان مطالب را شما چه زماني مي‌گفتيد؟اصلا امكان داشت شما بگوييد؟ يعني اگر شهادت شهيد كاظمي نبود، ما مي‌آمديم مي‌گفتيم مي‌خواهيم در مورد احمد كاظمي مصاحبه كنيم، نه اين تاثر روحي براي جنابعالي حاصل مي‌شد و نه اين جمع‌بندي كه ذيل پنج تا مفهوم، همه‌ شخصيت و گذشته و رفتار شهيد كاظمي را بيان كنيد، خود اين هم يك حادثه است، اين يك شكل بحث ماست.

*سرلشكر رشيد: مشكلي كه هميشه گفتيم، يعني ما اينقدر آمديم جنگ را، فرماندهان را، رزمندگان را به طور ناقص، بدون پرداختن به همه ابعاد وجودي‌شان و ابعاد جبهه و جنگ، در اين 10، 15 سال در تلويزيون نشان داديم كه فكر مي‌كنند آقا اينها يك عده آدم بودند كه فقط دعا مي‌كردند. سادگي‌هاي جنگ را به تصوير كشيديم ولي پيچيدگي‌هاي جبهه و جنگ را قادر نبوديم به تصوير بكشيم.

*سردار سليماني:مثلا همين عنوان حاجي! كه باب شده، من واقعا مي‌گويم كه يك تحريفي دارد انجام مي‌شود نسبت به جنگ ما و ما هم خودمان خوشمان مي‌آيد مي‌نشينيم نگاه مي‌كنيم. گوش مي‌دهيم.

*سرلشكر رشيد:حالا اين عنوان حاجي در تهراني‌ها رسم بود يا نه، من بعيد مي‌دانم اگر كسي نرفته بود حج به او بگويند حاجي، مثلا آقاي سليماني به شما حاجي مي‌گفتند؟ مي خواهم بگويم در ساير يگان‌ها و لشكرها، عنوان حاجي براي فرمانده رسم نبود.

*سردار سليماني: حاجي نبود كه، من و احمد و حسين بوديم و اصلا و ابدا حاجي نمي‌گفتند. برادر حسين،‌ برادر قاسم، اصلا اين چيزها نبود اصلا برادر هم كم كار برد داشت و فقط اسم گفته مي‌شد. من وقتي اين فيلم‌ها را نگاه مي‌كنم، فكر مي‌كنم كه آنجا يك دكاني است. روزنامه‌ها را مي‌خوانيم مي‌بينيم پر از خاطرات دروغ، دروغ محض نسبت به شهيد؛ من با شهيد رفتم آنجا، من با شهيد چه و چه، همه‌اش دروغ، چيزهايي را كه آدم مي‌داند كه واقعيت ندارد. لذا آن فرمانده گردان را درست كردند كه با عراقي‌ها در تماس بود. اصلا يك سناريوي عجيب و غريبي! اين همه ما در جنگمان سناريو داريم، قهرمان داريم، آن وقت اين طوري!
بيايند مثل فيلم امام علي (ع) سرمايه‌گذاري كنند، مثلا فرض كنيد حسن باقري را ؛ من در كنگره همين كار را كردم. كتاب‌هاي حسن باقري را بخوانيد، حسن اين نيست، حسن واقعا مثل بهشتي بود براي جنگ و هيچ وقت هم خلا حسن پر نشد.

*دروديان: انشاء‌الله در فرصتي كه وجود دارد و فرماندهان در قيد حيات هستند و سينه آنان پر از خاطرات است، حقايق و واقعيات بيان شود و شيوه پرداختن به جنگ و فرماندهان و شهدا نيز اصلاح گردد.

برنامه ی عملیاتی دبیرخانه ی راهبری مدیران متوسطه ی کشوری

برنامه ی عملیاتی دبیرخانه ی راهبری مدیران متوسطه ی کشوری مستقر در استان گیلان سال تحصیلی ۹۰-۸۹

« باسمه تعالي »

 

از فرمايشات مقام معظم رهبري در ديدار سراسري با معلمان كشور      

                                                                                      ( ارديبهشت ۱۳۸۵ )

 

« آموزش و پرورش بايد از روزمرگي بيرون بيايد ؛ اين اساس حرف است »

 

با توجه به تحولي كه امروز كشور دارد و آينده اي كه خودمان براي كشورمان ترسيم كرده ايم . ( كه معيارش هم همين چشم انداز بيست ساله است و اين سند چشم انداز ، بسيار چيز با ارزشي است ) بايد آموزش و پرورش مان را تحول بدهيم ؛ ما در آموزش و پرورش احتياج به تحول داريم .

 

برنامه عملياتي گروه آموزشي مديران دوره متوسطه- سال تحصيلي ۹۰-۸۹

 

( برنامه عملياتي پيشنهادي دبيرخانه راهبري مديران متوسطه كشور مستقر در استان گيلان )

 

رديف

برنامه

فعاليت

كميت

زمان

۱

طراحي آموزشي

برگزاري همايش كشوري سرگروه هاي مديران استان هاي كشور با موضوع :

چالش ها و راهبردهاي مديريت آموزشگاهي با رويكرد : ۱- استاني ۲- ملي ( مبتني بر سند راهبردي توسعه آموزش و پرورش استان/ كشور)

۱

ارديبهشت ۹۰

۲

خلاقيت و نوآوري و بهبود

روش‌هاي مديريت

۱)       فراخوان مقاله علمي و پژوهشي

۲)      انتشار فصلنامه مديريتي

۱

۱

بهمن ۸۹

بهار ۹۰

۳

نقد و بررسي

تهيه نرم افزار مديريت آموزشي با محوريت چالش ها و راهبردهاي مديريات آموزشگاهي با رويكرد : ۱- استاني  ۲- ملي ( مبتني بر سند راهبردي توسعه آموزش و پرورش استان/ كشور)

۳

در طول سال تحصيلي

۴

سنجش و ارزشيابي

ارزيابي از عملكرد و فعاليت هاي سرگروه هاي آموزشي مديران كشور

ـ

مستمر در طول سال تحصيلي

 ایجاد مجتمع‌های آموزشی روستایی گامی مهم برای محرومیت‌زدایی

 
  ایجاد مجتمع‌های آموزشی روستایی گامی مهم برای محرومیت‌زدایی
گزارش برنا از یک حرکت عدالت محور:
برای بهره‌مندی دانش آموزان ساکن مناطق دورافتاده و محروم از عدالت آموزشی، آموزش و پرورش با کمک دولت، کارهای ارزنده‌ای انجام داده که ایجاد مجتمع‌های آموزشی از جمله آنها به شمار می‌رود.


به گزارش مركز اطلاع رساني و روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش به نقل از برنا ، مجتمع های روستایی به مراکزی گفته می شود که چندین مرکز آموزشی را در یک منطقه روستایی کشور متمرکز می کند تا از کمک های ویژه دولت برای محرومیت زدایی بهره مند شود. این مجتمع ها زیر نظر یک مدیر اداره می شود و طرح آنها به "طرح ولایت" موسوم است.

راه اندازی مجتمع های آموزشی در روستاها از جمله خدمات مهم آموزش و پرورش در سال های اخیر است که با این روش، مشکلات مدارس روستایی به حداقل رسیده و نظارت بر این مدارس افزایش یافته است.

    وجود 8 هزار مجتمع آموزشی در روستاها


تعداد مجتمع های آموزشی در حال حاضر  به8 هزار می رسد که 40 هزار مدرسه ابتدایی را تحت پوشش قرار داده است. این مراکز مجهز به کتابخانه و سیستم هوشمند اطلاعات هستند که از این طریق به هوشمند شدن مدارس سرعت داده می شود.

مدیران این مجتمع ها باید به مدارس تحت پوشش نظارت داشته باشند و آموزش و پرورش با قرار دادن اتومبیل در اختیار مدیر مجتمع به رویه نظارت سرعت می دهد.

پس از راه اندازی مجتمع های آموزشی روستایی،  همه مدارس روستایی و عشایری در دوره های تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و متوسطه به استثنای مدارس شبانه روزی، هنرستان های فنی و حرفه ای و كاردانش تحت پوشش این مجتمع ها قرار گرفتند.

 توانمندسازی نیروهای انسانی از اهداف مجتمع های آموزشی
فاطمه قربان معاون آموزش ابتدایی وزیر آموزش و پرورش درباره مجتمع های آموزشی روستایی اظهار می کند: براساس مصوبات، یکی از مهم‌ترین اهداف مجتمع های آموزشی در روستاها، توانمندسازی نیروی انسانی است؛ اما تجهیز مجتمع‌ها به امکانات آموزشی و پرورشی از جمله مصوباتی است که برای ایجاد عدالت آموزشی در روستاها مدنظر قرار داده شده است.

وی می افزاید: در تدوین دستورالعمل اجرایی مجتمع‌های آموزشی، نظرات شورای سیاستگذاری در آموزش و پرورش و نظر مدیران کل استان‌ها برای پیشرفت مدارس روستایی مدنظر قرار گرفته شده و مجری اصلی برنامه‌های مجتمع‌های روستایی را مدیران کل استان ها قرار داده ایم.   
  
هوشمندسازی مدارس روستایی با کمک مجتمع های آموزشی
ابراهیم سحرخیز معاون آموزش متوسطه وزیر آموزش و پرورش درباره مجتمع های روستایی توضیح می دهد: تبدیل مدارس روستایی به مجتمع آموزشی با هدف اقتداربخشی به مدیران، توجه به مسایل تربیتی، تقویت عدالت آموزشی و افزایش ضریب نظارت بر مدارس روستایی انجام شده است.

وی با اشاره به هوشمندسازی مدارس اضافه می کند: در تلاش هستیم که در سال های آینده ساعات ورود و خروج، نحوه تدریس و کتابخانه ها به صورت هوشمند انجام شود و این موضوع را در روستاها از مجتمع های آموزشی آغاز می کنیم.

سحرخیز ادامه می دهد: برای مدیران مجتمع های آموزشی حقوق جداگانه ای در نظر گرفته شده که با این روش محرومیت از مدارس روستایی زدوده می شود. 

معاون آموزش متوسطه وزیر آموزش و پرورش تصریح می کند: در حال حاضر 3 میلیون دانش آموز روستایی تحت پوشش مجتمع های آموزشی قرار دارند.

برگزاری کلاس های ضمن خدمت روزهای پنجشنبه در مجتمع های آموزشی
حمیدرضا حاجی بابایی وزیر آموزش و پرورش درباره تعطیلی مجتمع های روستایی خاطرنشان می کند: مدارس روستایی روزهای پنجشنبه تعطیل هستند اما این موضوع شامل مجتمع های روستایی نمی شود.

وی بیان می کند: معلمان مدارس ابتدایی روستایی پنجشنبه‌ها، در مجتمع های اموزشی، در کلاس‌های ضمن خدمت شرکت می‌کنند.

واریز 2 میلیون تومان سرانه به حساب مجتمع های روستایی وزیر آموزش و پروش درباره سرانه مجتمع های آموزشی اضافه می کند: در حال حاضر سرانه ای بالغ بر 2 میلیون تومان به حساب مجتمع های آموزشی روستایی واریز شده است.

وی تصریح می کند: 8 هزار بسته آموزشی به مجتمع های آموزشی روستایی ارسال شده است.

عدالت محوری از شعارهایی است که در دولت نهم و دهم مطرح شده و برای تحقق این هدف کارهای ارزنده ای از سوی دولت انجام شده که رفع محرومیت از مدارس روستایی با تأسیس مجتمع های آموزشی از جمله این کارها است.

با گسترش مجتمع های روستایی، دانش آموزان ساکن در مناطق محروم نیز می توانند از عدالت آموزشی برخوردار شوند؛ به طوری که آموزش از راه دور و آموزش کار با رایانه از جمله اقدامات آموزش و پرورش برای رفع محرومیت و گسترش عدالت آموزشی در کشور است.