
محوريت اخلاق , درانديشه امام
در ديدگاه امام , صلاحيت اخلاقي سرآمد ديگر شايستگي ها بوده و تهذيب نفس اساس همه ابعاد سياسي ,اجتماعي , فردي و ...است .از زندگي فردي گرفته تا روابط خانوادگي .اجتماعي منطقه اي و حتي معادلات بين المللي بايد بر ميزان اصول اخلاقي شكل يابد.
حضرت امام , در جاي جاي كلامش , با تعبيرهاي گوناگون واشاره به زواياي مختلف ,اين مهم را يادآور مي شد و در مناسبتهاي مناسب محوريت اخلاق را گوشزد مي نمود. براي روشنتر شدن اين اهتمام و توجه , سرخط برخي از تعاليم ايشان را بر مي شماريم :
تزكيه انسان , هدف پيامبران
او, كه رهرو راستين راه انبياي الهي بود, و چشمه سار وجودش از كوثر زلال رسالت آب حيات گرفته بود. هدف و مقصد بعثت را تزكيه واخراج از: ظلمات به سوي نور, مي دانست و همواره در گفته ها و نوشته هايش بر اين نكته اصرار مي ورزيد كه : پيامبران براي آدم سازي آمده اند و شغلشان انسانسازي است . بارها مي فرمود:
[تمام انبيا موضوع بحثشان و موضوع تربيتشان ...انسان است].
انسان كه هم آغوش طبيعت است و با آن مانوس و محشور, به آساني گرفتاراسارت آن نيز مي گردد و در نتيجه از حركت به آن سوي طبيعت باز مي ماند. رسولان الهي برآنند كه :
[اين موجود طبيعي رااز مرتبه طبيعت , به مرتبه عالي مافوق طبيعت و مافوق جبروت برسانند].
امام , كه با بينش توحيدي به انسان مي نگريست , براين باور بود كه هيچ حكومت و نظامي جز شيوه پيامبران الهي نمي توان انسان و ملتها را تربيت كند زيرا ديد و بينش آنان محدوداست و مادي , وانسان موجودي است داراي ابعاد مادي و معنوي و كسي مي تواند تربيت و تزكيه آدمي را به عهده گيرد كه به همه جنبه هاي وجودي انسان احاطه و آگاهي داشته باشد واين ويژگي فقط در مكتب تربيتي سفيران و رسولان الهي پيدا مي شود:
[ انبياء مي خواهند يك انساني تربيت كنند كه خلوتش و جلوتش فرقي نداشته باشد].
و همانگونه كه در آشكار خلاف نمي كند در غياب و پنهان نيزاز گناه به دور باشد. بنابراين , مي توان گفت تمام زحمات انبياء و رنجهايي كه مردان الهي در بستر تاريخ كشيده اند براي اين معني بوده است كه : انسان , وارسته مهذب گردد.
امام مي فرمايد:
[ انبياء همه آمدند آدم را درست كنند].
جهاداكبر
او كه در آغاز جواني به ميدان خودسازي گام نهاده بود, همواره در آموزشهاي اخلاقي اش براين نكته اصرار داشت كه تلاشي پيگير و رياضتي فراگير لازم است تاانسان در جبهه با رذيلتهاي اخلاقي و[ جهاداكبر] با هواهاي نفساني سر بلند و پيروز گردد و به سازندگي خويش بپردازد:
[ اساسا,اسلام براي سازندگي آمده است و... سازندگي انسان خودش , مقدم بر همه جهاهاست ... جهادي بس بزرگ است و مشكل و همه فضيلتها دنبال آن جهاداست].
امام , در آن دوران غربت اسلام و قدرت دشمنان , درس اخلاقي را در حوزه پي نهاد كه حاصل آن نوشته هاي ارزشمندي , همچون :[ جهاداكبر] و [ اربعين] شد.
اين مجموعه كه جانمايه كلام امام مي باشد, نشانه اهميت و محوريت مساله خودسازي درانديشه و روش ايشان است . در همين راستاست كه امام , در مواعظ و تعاليم اخلاقي اش به :[اصلاح خويش قبل ازاصلاح ديگران] سفارش اكيد مي ورزد و[ شروع از خود] را به عنوان يك اصل مي شناسد و فرق بين انسان اسلامي وانسان استعماري را دراين جهت مي بيند كه :
[اول خودتان رااصلاح بكنيد.اول مهذب بشويد و تعليمات اسلامي را, كه براي آدم سازي است , آن تعليمات را عمل كنيد كه ما بعداز مدتي متحول بشويم به يك انسانهايي كه ايلام مي خواهد, نه يك انسانهايي كه استعمار مي خواهد].
اگر توانستيم قبل ازاصلاح ديگران به اصلاح خويش دست يابيم بي گمان به پيروزي بزرگ و جهاداكبري دست يافته و قدمي اساسي برداشته ايم . امام ,اصلاح خود و آنگاه اصلاح ديگران را يك تكليف مي داند:
[ هر كس مكلف است كه خودش رااصلاح كند, قبل ازاين كه ديگران را اصلاح بكند همه موظفيم كه خودمان رااصلاح كنيم] .
و چون حوزه هاي علميه اصلاحگران فكر وانديشه مردم شناخته شده اند, امام خطاب به حوزويان براين همه بيشتر تاكيد مي كند:
[بايداهل علمم و طلاب ... در خلال تحصيل اصلاح خود كنند و آن را, حتي الامكان , بر جميع امور مقدم شمارند كه از تمام واجبات عقليه و فرايض شرعيه واجبتر و سخت تر همين است] .
دانش و تهذيب يا آموزش و پرورش
از آن جهت كه تهذيب ,اصل واساس ارزشهاست و منشا خدمت و بركت به ديگران مي گردد,امام , همواره در سخنانش به لزوم همپايي دانش واخلاق سفارش مي كرد و خطر جدايي علم و تزكيه را گوشزد مي نمود و ضرر عالم غيرر مهذب و دانش بدون تزكيه رااز هر ضرر ديگري بيشتر مي دانست :
[ آن كسي كه دانش دارد, لكن دانشش توام با يك تهذيب اخلاق و يك تربيت روحي نيست ,اين دانش موجب اين مي شود كه ضررش بر ملت كشور زيادتر باشد] .
روي اين اصل , دراعاليم امام خميني , كه برگرفته شده از معارف قرآني است , آموزش و پرورش , به عنوان دواصل اساسي و زيربنايي نيكبختها و سرافرازيها معرفي مي گردند:
[ اقرا باسم ربك , قرائت كن به اسم رب .به اسم رب قرائت كن .اگر قرائت به اسم رب باشد,اين , هم پرورش است و هم آموزش ... بيشتر صدماتي كه به بشر وارد مي شوداز طريق آموزش بي پرورش است] .
مخاطب امام , دراين سخنان همه كساني هستند كه به گونه اي با تعليم و تعلم سرو كار دارنداعم از حوزه ها و دانشگاهها و ساير مراكز علمي و فرهنگي . همانگونه كه محصل حوزوي اگر مهذب نباشد به اسلام و ارزشهاي اسلامي صدمه مي زند, دانشجوي دانشگاه نيزاگر تزكيه نشود براي اسلام و كشوراسلامي جز ضرر و وابستگي سودي نخواهد داشت .
[بسياراشخاص هستند كه دانشمندند, لكن تربيت اسلامي ندارند, وجودشان ضرر مي زند به كشور.... واسلام ....اين فرقي نيست مابين اين كه دانش دانش علوم قديمه باشد يا دانش علوم جديد] .
فساداخلاقي دشمن اصلي بشر
از ديدگاه اخلاقي ,امام , تمام مظاهر فساد,از زندگي فردي گرفته تا برخوردهاي خانوادگي , قبيله اي , منطقه اي و حتي معادلات نظامي و سياسي بين المللي ريشه در فسادهاي اخلاقي دارد و عامل همه ناهنجاريها, نابسامانيهاي تربيتي است . آنچه انسانهاي امروز را تهديد مي كند, سلاحها مخرب و ويرانگر نيست , بلكه انحرافهاي اخلاقي و زير پا گذاشتن ارزشهاي انساني است كه خطر جدي براي جوامع بشري به شمار مي آيد.
[ اگرانحراف اخلاقي نباشد, هيچ يك از سلاحهاي جنگي به حال بشر ضرر ندارد] .
اساس بدبختيها و پستيهاي جوامع انساني , ريشه واساسش اين است كه : انسانهاي هواپرست و خودخواه , كه جز به بطن و فرج خويش نمي انديشند و داراي اعوجاجهاي اخلاقي بوده اند, در راس اداره آن قرار گرفته اند:
[ اگر دنيا, در آتش اين دوابرقدرت مي سوزد, براي همان هواي نفس است كه عمال اين دوابرقدرت و خود آنها دارند.اگر كشورهاي اسلامي در آتش اين مفاسد مي سوزد, براي اين است كه كساني كه متصدي آن امور هستند, هواي نفساني دارند و خودشان را مي بينند و همه را براي خود مي خواهند] .
رفع حجب نه جمع كتب
موانعي كه بر سر راه خودسازي قرار مي گيرد, تنها علقه هاي مادي و جاه و مقامي نيست . چه بسااندوخته هاي ذهني و خواندن اصطلاحات و قواعد علمي (كه خود بايد روشني بخش و تاريكي زاي باشد) مانع راه شده و باعث فتنه گردد. پاكي نفس است كه از نور دانش , چراغ فروزاني بر سر راه مي سازد و آن رااز آفت حجاب اكبر, مي رهاند.
امام , بر زدايش پرده هاي ظلماني و نفساني , كه مانع رشد و شكوفايي فطرت بشر هستند, مي پرداخت و هر چيزي را كه مانع كمال و عامل ذلت انسان گردد,[ حجاب] مي خواند:
[در رفع حجب كوش , نه در جمع كتب گيرم , كتب عرفاني و فلسفي رااز بازار به منزل واز محلي به محلي ديگرانتقال دادي , يا آن كه نفس خود راانبارالفاظ و اصطلاحات كردي و مجالس و محافل آنچه در چنته داشتي عرضه كردي ... آيا بااين محموله هاي بسيار, به حجب افزودي يااز حجب كساتي ؟ خداوند عزوجل براي بيداري علماء آيه شريف : [مثل الذين حملواالتوريه] را آورده تا بدانندانباشتن علوم , گر چه علم شرايع و توحيد باشد,از حجب نمي كاهد بلكه افزايش دهد واز حجب صغار به به حجب كبار مي كشاند] .
همانگونه كه امام ,ارزشمندي ديگرابعاد وجودي انسان را در پرتو اخلاق مي ديد, دانش و فرا گرفته هاي علمي را نيز سخت نيازمنداين صيقل مي دانست , تااز زنگار به خود باليدنها پاك شود و به حربه اي در دست نااهل بدل نگرددازاين روي , به فراگيري[ علم اخلاق] در كنار فراگيري ساير علوم معمول حوزه وي سفارش مي كند :
[واز بالاترين و والاترين حوزه هايي كه لازم است , به طور همگاني مورد تعليم و تعلم قرار گيرد, علوم معنوي اسلامي ,از قبيل : علم اخلاق و تهذيب نفس و سير و سلوك الي الله رزقناالله واياكم كه جهاداكبر مي باشد] .
ايجاد محيط اخلاقي
از نشانه هاي ديگري كه نقش محوري اخلاق رااز ديدگاه امام , بيان مي دارداين است كه : رمز موفقيتهاي اجتماعي و خدمات سياسي را, در آراستگي به فضائل اخلاقي مي داندازاين رو, به دولت مردان و دست اندركاران مديريت جامعه توصيه مي كند كه :ايجاد محيطي سالم و معطر به ارزشهاي تربيتي را سرلوحه كار خويش سازند, تا در پرتو بركاتش , خود بهره من گردند:
[عمده در برنامه هاي حكومتي , در برنامه هاي دولتي ,اين معناست كه : محيط اخلاقي درست كنند, محيط برادري درست كنند.اين , در راس همه برنامه هاست .اگراين برنامه درست شد,اگر دولت بخواهد كاري بكند, هميشه ملت بااو همراهي مي كند] .
بي شك , نمي شود مسائل اخلاقي رااز دشواريهاي اجتماعي و نابسامانيهاي اقتصادي جدا ساخت واز محيط آلوده به اين آفات ,انتظار صلاح و كمال داشت .
علي[ ع] مي فرمايد:
[ العسر يفسدالاخلاق] .
پريشانيها و دشواريها,اخلاق را فاسد مي كنند.
عدم برنامه ريزيهاي شايسته و راه گشا نقش اساسي را در زمينه سازي مفاسداخلاقي دارد. مشكلات روزمره , فرصت به خود پرداختن رااز مردم مي گيرد و آنها را در پيچ و خمهاي دشواريها سر درگم مي سازد.
به اعتقادامام , يكي از عوامل موثر درساختن محيط سالم , صلاحيت تقوايي و خوشنامي مديران كشور و كارگزاران حكومت اسلامي است .از مجريان گرفته تا برنامه ريزان و قانونگذاران بايداسوه هاي با فضيلتي باشند كه همواره الگو و مقتداي مردم گردند و عطر معرفت را با حضور خود بگسترانند:
[شما بايد در نجا معلم اخلاق باشيد,از براي همه كشور... شما ها بايد در مجلس كه مي رويد علاوه بر مسائل كه مطرح مي شود, كه مورد احتياج ملت است , بايد آنها را طرح كنيد, با سلاح اخلاق اسلامي وارد شويد و با آن سلاح , مردم را تربيت كنيد] .